تاریخ علم اصول فقه

تاریخ علم اصول

تاریخ علم اصول دانشی است که به شکل گیری و سیر تحول و تکامل علم اصول فقه می‌پردازد. دانش اصول در آغاز به صورت یک سری قواعد کلی فهم قرآن و حدیث از سوی امامان شیعه به خصوص امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مطرح شد و توسط شاگردان توسعه یافت، برخی از شاگردان مانند هشام بن حکم، رساله‌هایی در این دانش تألیف نمودند. اصول فقه به عنوان یکی از شاخه‌های علوم اسلامی در میان فقهای شیعه به اوائل قرن چهارم هجری و پایان غیبت صغری برمی‌گردد. فقهای اهل سنت به دلیل عدم مراجعه به ائمه اهلبیت(ع) و احادیث آنان، زودتر از فقهای شیعه به ضرورت پیدایش این علم پی بردند و از اواخر قرن دوم هجری به تألیف کتاب‌های اصولی دامن زدند. در میان اهل سنت، شافعی اولین کسی بود که در علم اصول کتاب نوشت. در میان شیعه اولین کسی که به طور جامع در علم اصول دست به تألیف زده سید مرتضی علم الهدی است. معروف‌ترین کتاب وی الذریعه است. دانش اصول در آغاز در دامن علم فقه متولد شد، آن گونه که دانش فقه در دامن علم حدیث به وجود آمد.

تعریف تاریخ علم اصول

تاریخ علم اصول، دانشی است که به پیدایش علم اصول، علت پیدایش و سیر تطور و رشد تاریخی مسایل این علم در طول دوره‌های گوناگون با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و صاحب نظران آن، می‌پردازد

دوره‌های تاریخی اصول فقه

دوره تأسیس اصول فقه

در عصر رسالت و حتی پس از آن، در زمان حضور امامان شیعه، دغدغه اجتهاد و کشف حکم شرعی در میان شیعه کمتر وجود داشت؛ زیرا مردم به راحتی پاسخ سوالات خویش را از رسول خدا(ص) و امام معصوم(ع) می‌گرفتند. لیکن با دور شدن از عصر رسالت و گسترش قلمرو اسلامی، نیاز به اجتهاد و استنباط احکام شرعی نیز احساس شد. البته فقهای اهل سنت به دلیل عدم مراجعه به ائمه اهلبیت(ع) و احادیث آنان، زودتر از فقهای شیعه به این ضرورت پی بردند.

علم اصول در آغاز در دامن علم فقه رشد کرد، فقهاء بدون توجه به طبیعت و اهمیت قواعد اصولی در فرایند استنباط احکام شرعی، همواره از این قواعد، در عملیات استنباط استفاده می‌کردند. براساس شواهد تاریخی هسته‌ای اولی تفکر اصولی در میان شیعه به عصر امامت امام باقر(ع) و امام صادق(ع) برمی‌گردد؛ آن بزرگواران، شیوه صحیح استنباط احکام الهی را از قرآن و سنت به شاگردان از طریق القای اصول و تشویق شاگردان به تفریع، به آنان آموزش می‌دادند. برخی از اصحاب ائمه رساله‌هایی در مسایل علم اصول تألیف کرده‌اند. هشام بن حکم از اصحاب امام صادق(ع) رساله‌ای در باب الفاظ و پس از آن یونس بن عبد الرحمن شاگرد امام موسی کاظم(ع) کتاب اختلاف الحدیث را در بحث تعادل و تراجیح نوشت. از این رو می‌توان مؤسس علم اصول را امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دانست. از ویژگی‌های این دوره «سادگی مسایل»، «موردی بودن آن ها» و «دسترسی به امامان اهلبیت(ع)» است.

شخصیت‌های مهم این دوره

  1. هشام بن حکم؛ صاحب کتاب الالفاظ و مباحثها و کتاب الاخبار.
  2. یونس بن عبد الرحمن؛ صاحب کتاب اختلاف الحدیث.
  3. ابو سهل نوبختی؛ صاحب کتاب ابطال القیاس.
  4. محمد بن احمد بن جنید؛ صاحب کتاب الافهام لاصول الاحکام.

دوره توسعه و تدوین

دوره تدوین علم اصول فقه به عنوان یکی از شاخه‌های علوم اسلامی در میان فقهای شیعه به اوائل قرن چهارم هجری و پایان غیبت صغری برمی‌گردد. فقهای اهل سنت به دلیل عدم مراجعه به ائمه اهلبیت(ع) و احادیث آنان، زودتر از فقهای شیعه به ضرورت پیدایش این علم پی بردند و از اواخر قرن دوم هجری به تألیف کتاب‌های اصولی دامن زدند. در میان اهل سنت اولین کسی که در علم اصول کتاب نوشت شافعی بود که کتاب الرساله را نوشت. در میان شیعه شیخ مفید اول کسی است که کتاب اصول الفقه را نوشت و پس از آن، سید مرتضی علم الهدی به طور مفصل در علم اصول دست به تألیف زده است. معروف‌ترین کتاب وی الذریعه است. این دوره با شیخ طوسی به اوج خویش می‌رسد. صاحب نظران این دوره، غالبا در بغداد می‌زیستند و تنها در اواخر این دوره است که شیخ طوسی به نجف هجرت می‌کند و مکتب اصولی شیعه نیز به آنجا انتقال می‌یابد.

از ویژگی‌های این دوره یکی اختلاط علم اصول با فقه و کلام است که اصولیون در پیراستن مباحث اصول فقه از دیگر مباحث تلاش زیادی کردند. و دیگری، ناظر بودن بحث‌های اصولی شیعه به نظریات اصولی اهل سنت است، به گونه‌ای که در هر بحثی دیدگاه اصولی عالمان سنّی مطرح و تحلیل می‌شود و مورد نقد و نظر قرار می‌گیرد.

شخصیت‌های مهم این دوره

مهمترین شخصیت‌هایی که در تحولات علم اصول در این دوران نقش داشتند عبارتند از:

  • شیخ مفید

معروف به «ابن معلّم» و صاحب کتاب «التذکره باصول الفقه» وی از بزرگ‌ترین محقّقان شیعه است. سید مرتضی و شیخ طوسی از جمله شاگردان شیخ هستند.

  • سید مرتضی

سید مرتضی که بعدها به «علم الهدی» مشهور گردید، بعد از شیخ مفید ریاست عامّه شیعه به او منتقل گردید. کتاب «الذریعه الی اصول الشریعه» او، از مهمترین کتابهای اصول فقه شیعه در این دوره است.

  • شیخ طوسی

شیخ طوسی که به شیخ طائفه شهرت دارد، در نقطه اوج این دوره قرار دارد. او با تألیف ««العدّه فی اصول الفقه»»، اصول فقه شیعه را نیز چون فقه دگرگون ساخت و به مرحله کمال و رشد نسبی رساند. عدّه الاصول کتابی است عمیق که به نقد و بررسی نظریات اصولی اهل سنت نیز پرداخته است. این کتاب به حق در کنار الذریعه سید مرتضی از شاهکارهای پدیدآمده در جهان تشیع است.

دوره تکامل

پس از درگذشت شیخ طوسی، اصول فقه شیعه حدودی یک قرن کامل دچار رکود شد. عظمت بسیار زیاد شیخ الطائفه، به بسیاری جرئت نقد را نمی‌داد و بیشتر شاگردان شیخ، تنها مقلّدان او بودند. پس از گذشت صد سال با تلاش‌های ابن ادریس حلی، محقق حلی اصول فقه از تقلید و رکود رهایی یافت و دوران شکوفایی و بالندگی‌اش را آغاز کرد، امّا همچنان با نظارت به بحث‌های اصولی اهل سنّت تألیف و تحقیق می‌شد.

ابن ادریس حلی در اواخر قرن ششم، با مشاهده صحنه‌های خمود و رکود، دست به حرکتی عظیم زد و اجتهاد شیعه را از بن بست رهانید. از سوی دیگر محقّقان ارجمندی نظیر محقق حلی، علامه حلّی، فخر المحقّقین، فاضل مقداد، شهید ثانی، شیخ حسن (صاحب معالم) و شیخ بهایی نیز در ثمردهی و استواری آن تلاش کردند. این دوره تا اوایل قرن یازدهم، مقارن با نهضت حدیثی اخباریان باقی ماند و بیش از ۴۵۰ سال به طول انجامید. زنده شدن دوباره روحیه اجتهاد، فراوانی تألیف کتاب‌های اصولی، کاربردی‌تر شدن مسایل اصولی و مقایسه بین اصول شیعه و اهل سنت از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 3 =