تناسب حکم وموضوع

تناسب حکم و موضوع

رابطه ای است بین حکم و موضوع مناسب آن که باعث می شود ذهن انسان از لفظ موضوع به موضوع متناسب با حکم متبادر شود.

مثلا وقتی گفته شود:

شخص مریض لازم نیست روزه بگیردعرف با تناسب حکم و موضوع مریضی را می فهمد که روز موجب ضرر برای روزه دار می شود نه هر مریضی.

لذا این تناسب میان حکم و موضوع موجب شد ظهور لفظ مریض در مثال در مطلق مریض شکل نگیرد.

کاربرد تناسب حکم و موضوع:

۱.تضییق(جایی که لفظ اوسع بوده و بلاقید،اما برخی افراد بخاطر تناسب در ذهن نمی اید)

۲.توسعه(لفظ عام نیست ول عرف به جهت تناسب حکم و موضوع معنای عام می فهمد)

۳.تعیین نوع عطف.(که قید معطوف علیه در معطوف هم می آید یا نه)

۴.تعیین نوع دخالت عنوان در حکم.(عنوان صرفا مشیر است یا دخیل در حکم است یا….).

۵.رفع قبح در حمل مطلق بر فرد نادر(مثلا دلیل گوید از مجتهد تقلید کن و بین صد مجتهد یکی اعلم باشد اینجا تناسب بین وجوب تقلید و اعلمیت موجب میشود حمل مطلق مجتهد بر فرد اعلم که نادر است قبیح نباشد.

تا یازده مورد…..

مجله تا اجتهاد،تناسب بین حکم و موضوع از دیدگاه آیت الله العظمی شبیری زنجانی دام ظله، مرکز پژوهش فقهی مدرسه امام باقر علیه السلام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + یک =